تبليغاتX
فروغ من

عاشقانه بیست وسوم

برای این روزها.......

گفتم که مژده بخش دل خرم است اين

مست از درم درآمد و ديدم غم است اين

گر چشم باغ گرية تاريک من نديد

اي گل ز بي ستارگي شبنم است اين

پروانه بال و پر زد و در دام خويش خفت

پايان شام پيله ابريشم است اين

باز اين چه ابر بود که ما را فرو گرفت

تنها نه من گرفتگي عالم است اين

اي دست برده در دل و دينم چه مي کني

جانم بسوختي و هنوزت کم است اين

آه از غمت که زخمه بي راه ميزني

اي چنگي زمانه چه زير و بم است اين

يک دم نگاه کن که چه بر باد ميدهي

چندين هزار اميد بني آدم است اين

گفتي که شعر سايه دگر رنگ غم گرفت

آري سياه جامه صد ماتم است اين

 

هوشنگ ابتهاج

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 9:27  توسط ايليا محمدي نيا  | 

نامه دوباره استاد محمد رضا شجريان به رئيس صداوسيما

به حکم شرع و قانون از پخش صدا و آثار من خودداری کنید

استادمحمدرضا شجریان در نامه‌ی اعتراض‌آمیزی خطاب به ریاست سازمان صدا و سیما بار ديگر در خواست كردتا آن سازمان از پخش آثار ايشان به ويژه سرود «ایران ای سرای امید» در اين روزها خودداري كند. استاد شجريان در سال 1374نيز درتامه اي خطاب به رئيس وقت صدا و سيما دكتر لاريجاني به صراحت خواسته بود تا آثار او به جز «دعای ربنا» و «مناجات افشاری» از رادیو و تلویزیون پخش نشود. در بخشی از آن نامه آمده بود: «به صراحت اعلام می‌کنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی‌اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می‌خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک‌سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده‌ام، پخش "مناجات" و "ربنا" را اجازه می‌دهم.»

mohammad reza shajarian

 كه البته روند پخش آثار ايشان با سرعت بيشتري ادامه پيدا كرد و حتي بر روي تصنيف "ياد ايام "كليپي ساخته شد.به نظر نمي رسد نامه دوباره استاد تاثيري بر روند پخش آثارايشان در صدا وسيما داشته باشد حتا اگر صاحب اثر به حكم شرع و قانون خواستار اين امر باشد.

درنامه استاد شجريان خطاب به ضرغامي رئيس سازمان صدا وسيما چنين آمده است:

جناب آقای ضرغامی
رییس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی

سلام

همان‌طور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به‌ویژه سرود «ایران ای سرای امید» می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد.

اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا و سیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تأکید می‌کنم، آن سازمان هیچ نقشی در تهیه‌ی این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه‌ی واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.

محمدرضا شجریان
۲۵/۳/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 13:42  توسط ايليا محمدي نيا  | 

عاشقانه بیست و دوم

این روزها ...................

این روزها که می گذرد

شادم

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد

این روزها

شادم

که می گذرد...

 

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:13  توسط ايليا محمدي نيا  | 

گفتم میرحسین موسوی همون آدمه

گفتم میرحسین موسوی همون آدمه

mir hossein mosavi

به عادت اين چند وقته وقتي سوار تاكسي تلفني هم شدم تا به خونه برم مترصد بودم تا سر صحبت رو با راننده درباره انتخابات بازكنم.به دوستم گفتم ديروز دايي همسرم كه از طرفداران دکتره به دخترم فروغ بالوني رو كه  حامل عكس دکتربود نشون داد و گفت فروغ نگاه كن عكس دکترو روي بادكنك(بالون)دخترم نيشخندي زدو گفت مامان سوزن نداري اونو بتركونم ....

راننده  ميانسال تااينو  شنيدگفت: دردوره اي زر و زورو تزوير باعث شد مسلمونا در نمازشون لعن علي (ع)رو بگن.

شصتم خبردار شداين راننده ميانسال از طرفداران سرسخت احمدي نژاده.

گفتم:چرا احمدي نژاد؟

 گفت:واسه اينكه ادم شجاعيه،نترسه،يه تنه جلوي امريكاوايستاده و.........

گفتم:چرا مهندس موسوي نه

گفت:اين ادم با 70 سال مي خواد بياد چه كار كنه ؟پيره

گفتم:پس با نظر شما بسياري از بزرگان ديني ومراجع تقليد ما اشتباه مي كنند كه منبعي براي دريافت آموزه هاي ديني مردم هستند؟

چيزي نگفت

چند دقيقه بعد انگار كه افكارش رو متمركز كرده باشه گفت:من تو ماشين قران دارم به همراه حافظ و15جلد درباره تفسير قران.

بعد داشبورد ماشين رو باز كرد وحافظ و قران داخل داشبورد رو نشونم داد.بعد ادامه داد:جونايي مثل شما از همه چيز خبر دارند مثلا مي دونند فلان هنرپيشه امريكايي چند تا زن گرفته و طلاق داده ويا فرماندار فلان ايالت امريكا كيه و......اما از دين و مذهبشون چيزي نمي دونند

با فرياد گفتم: من و امثال من اگه از تووكساني مثل تو مسلمون تر نباشيم كمتر هم نيستيم. چرا شما وبسياري از هم مسلكي هاي شمافكر مي كنند كه فقط خودشون مسلمونند.بعد ادامه دادم: من بچه هياتي هستم اما نيازي به تظاهر اون نمي بينم و.......اين خيلي بد كه شما وامثال شما فكرمي كنيد كه مركز دنيا هستيد

ديگر نه اون حرفي زد ونه من.

وقتي پياده مي شدم گفت: جوون من هم مثل تو اعتقاد دارم هر كسي كه رئيس جمهور مي شه باید آدمي باشه كه واقعا به اين مردم و مملكت خدمت كنه

در حالي كه خداحافظي مي كردم گفتم: ميرحسين موسوي همون آدمه

خنده اي كرد و پاي خود رو رو پدال گاز فشار دادو به سرعت دور شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:3  توسط ايليا محمدي نيا  | 

قدرداني هنرجويان كارگاه آواز از استاد شجريان

12 ارديبهشت روز معلم بود هنرجويان كارگاه آواز استاد شجريان به پاس تلاش هاي استاد دو تابلو مينياتور و خط به ايشان هديه كردندكه با سپاس فراوان استاد همراه شد.متن زيركه به همين مناسبت به ايشان تقديم شده است آنقدر زيبا وبا احساس وبه دور از هر غلو رايجي نوشته شده بودكه حيفم آمد كه شما را از آن بهره مند نكنم.

استاد شجريان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 استاد شجريان:

بي گمان هستند اندك مايه كساني كه بي خبرند از بخت حضورشان‌درزماني كه عطر صدا و تاثير نفس اساطيري شما در آن پيچيده و پراكنده است.

اما به حق بزرگترين حسرتي‌كه آيندگان بيدار به فرزندان اين‌روزگار خواهند خورد حس‌بي ‌واسطه‌ي وجود مبارك محمدرضا شجريان است.

خود چه خواهد بود افسوس ايشان بر طالع عاشقاني كه فخر شاگردي محضر جنابعالي برايشان بهانه اي خجسته شده تا در اين قحط سال دمشقي گهگاه رخصت داشته باشند رخساره ماه شما انسان كامل آواز ايراني را به نظاره بنشينند و البته دريغ خورند كه:

«بحركي گنجد درون كوزه اي؟»

بي ترديد كمترين‌بهره ازمكتب پربركت‌تان‌درك دقايق ديرياب هنرآواز و موسيقي اصيل ايران زمين است و آنها را كه همت، سخت بلند افتد خواهند توانست حتي از ايما و اشارات شما پي به رموز معنوي و جاودانه ي هستي دركوچه باغ زندگي ببرند.

 

                                                                             دير زياد آن بزرگوار خداوند

                                                                                      هنرجويان آواز

                                                                                      فرهنگستان هنر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 14:53  توسط ايليا محمدي نيا  | 

سفرنامه لبنان وسوریه (قسمت دوم)

حکایت کره از آب گرفتن لبنانی ها

شنيده ايد طرف از آب هم كره مي گيرد لبناني ها مصداق بارز اين مثل ناب ايراني هستند. درعكس زیر شماتصوير تپه خودكشي (كه البته الان ديگر صخره شده است )را مي بينيد كه گويا در دهه 70دو دختر به خاطر مرگ خواننده مصري مورد علاقه شان ازروي آن سقوط ازاد را تجربه كرده و خودكشي كردند وهمين شده مثلا جاذبه گردشگري لبنان كه تورها ديده مسافرانشان را به ديدارش منور مي كنند.

عكس از عسگر اسماعيلي

شما اين اثررا مقايسه كنيد با انبوهي از صخره نگاري هاي كه دردشت هاي اطراف خمين از توابع استان مركزي بي هيچ توجهي به آن به امان خدا سپرده شده اند.

سن این سنگ نگارها بین 10 تا 15 هزار سال و قدمت سنگ نوشته های این منطقه نیز بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ سال برآورد می شود.مشاهده برخی از این سنگ نگارها حیرت آور است و گویی به تازگی نوشته شده اند.

جاده های دسترسی به این آثار در خمین

 خمین، جاده گلپایگان - روستای قیدو حد فاصل بند قیدو و بند مزاین و پل غرقاب که بر روی رودخانه خمین قرار دارد همچنین جاده الیگودرز- حد فاصل روستاهای فرنق - آشمیسان - آشناخور و هاجیله و صخره های سمت راست و چپ رودخانه خمین است.

با شناسایی دقیق و برنامه ریزی برای حفظ این سنگ نگاره ها می توان امیدوار بود ضمن افتخار داشتن قدیمی ترین و کامل ترین سنگ نگاره های کشور، منطقه تیمره و شهر خمین مورد استقبال بیش از پیش گردشگران داخلی و خارجی قرار گیرد.

برای دیدن تصاویر بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.

Timare (Khomein , Golpayegan)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11:24  توسط ايليا محمدي نيا  |