تبليغاتX
فروغ من

قلب اين مرد قناري دارد

دوشنبه اول مهرماه مصادف است با سالروز تولد آقاي آواز اصيل ايراني استاد محمد رضا شجريان(1319).

اين روز رابه استاد وتمامي دوستداران آواز ايراني تبريك مي گويم و اميدوارم سايه پر بركت ايشان برسر آواز اصيل ايراني ساليان سال پايدار باشد.

در كنار استاد شجريان و استاد درخشاني

استاد شجريان واستاد درخشاني و ايليا محمدي نيا

از آغازين روزهاي حضوردردانشگاه فعاليت مطبوعاتي خودرابا تشويق‌هاي دوست همكلاسي ومطبوعاتي‌ام وحيد پوراستاد (مبتكر صفحه مستقل حقوقي در روزنامه سلام )با نوشتن نقد فيلم آغاز كردم وپس آن کارهای خود را در روزنامه" اخبار"در كنار دوستان خوبم محمد رسول صادقي،زهرا مشتاق،زهراحاج محمدي،صادق خاموشي،مرتضي نيكوبذل با جديت بيشتري ادامه دادم.

 همكاري با روزنامه هاي "ابرار" "جوان "، "خبر "،"جام جم"،مجله "گزارش فيلم "روزنامه بيان و آفتاب يزد در كنار شاهين امين و مرجان كليايي و...از ديگر فعاليت هاي من بود.

همچنين حضور در دو مجموعه تلويزيوني و كليپ (پشت پرچين آسمان به كارگرداني فرشاد فرشته حكمت)را به عنوان دستيار كارگردان در كارنامه كاري ام ثبت كردم.

همه اين ها را نوشتم كه بگويم پس از اين همه سال حضور در مطبوعات با هنرمندان بسياري در حوزه سینما وموسیقی از نزديك برخورد داشته وآشنا شدم كه پیشترهاشمایلی رویایی از آنان در ذهنم ساخته بودم  اما خیلی زود متوجه شدم تصويرشان تنهادر نماي "لانگ شات "جذاب و دوست داشتني است وبهتراست هيچگاه در "نماي كلوزآپ "و حتي مديوم ديده نشوند .

هنرمنداني را هم ديده ام كه درنماي نزديك تمامي باورهاي اشتباهم را از بيخ وبن تغيير دادند استاد محمد رضا شجريان ،كامران شيردل ،دكتر احمد ضابطي جهرمي و...ازاين زمره اند.درروزها وهفته هاي ديگر بيشتردراين موردخواهم نوشت.

به مناسبت تولد استاد شجريا ن شعر زيبايي از سهراب سپهري را به ايشان تقديم مي كنم.

قلب این مرد قناری دارد

چمن سبز گلویش تر باد

پای فواره آوازش

حوض چشمان سررفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 15:50  توسط ايليا محمدي نيا  | 

ترا من چشم در راهم

ترا من چشم در راهم شباهنگام

كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي

وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم

ترا من چشم در راهم

شباهنگام در آن دم كه برجا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام

گرم ياد آوري يا نه

من از يادت نمي كاهم

ترا من چشم در راهم.

 

 نيما يوشيج

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 21:25  توسط ايليا محمدي نيا  | 

قاصدک

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی ، اما ،‌اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو ، دروغ

که فریبی تو. ، فریب

قاصدک  هان ، ولی ... آخر ... ای وای

راستی ایا رفتی با باد ؟

با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای

راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خکستر گرمی ، جایی ؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند

 

مهدي اخوان ثالث

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 15:38  توسط ايليا محمدي نيا  |