تبليغاتX
فروغ من

ساده دل

دل ساده

برگردو درازاي يك حبه كشك شور

گنجشك ها را

ازدوروبر شلتوك ها كيش كن

كه قند شهر

دروغي بيش نبوده است.

 

 حسين پناهي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:24  توسط ايليا محمدي نيا  | 

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

افسانه یی ست

وقلب

برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد .

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

 

 

 احمد شاملو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:44  توسط ايليا محمدي نيا  | 

دارد يک چيزی يادم می‌آيد

من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم

تو بايد تازه‌گی‌ها

از اينجا گذشته باشی.

گفت‌وگویِ مخفی ماه وُ

پرده‌پوشیِ آب هم

همين را می‌گويند.

ديگر نيازی به دعای دريا نيست

گلدان‌ها را آب داده‌ام

ظرف‌ها را شسته‌ام

خانه را رُفت و رو کرده‌ام

دنيا خيلی خوب است،

بيا!

علامتِ خانه‌بودنِ من

همين پنجره‌ی رو به جنوبِ آفتاب است،

تا تو نيايی

پرده را نخواهم کشيد.

 

 

سيد علي صالحي
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:53  توسط ايليا محمدي نيا  |