تبليغاتX
فروغ من

خاطراتي از سوريه ولبنان(بخش اول)

مسجد اموي دمشق و يك پرسش

هفته اول اسفند 87 به همراه خانواده و دوستان صندوق مهرگان سفري زيارتي وسياحتي به سوريه ولبنان داشتم .تلاش مي كنم از امروز خاطراتي چند ازاين سفر را برايتان نقل كنم .

سومين روز از حضورم در سوريه بود كه به اتفاق چندنفراز دوستان مهرگاني به منظور عكسبرداري از مسجد تاريخي اموي والبته بسيار حايز اهميت از نگاه شيعيان به آنجا رفتيم.اين مسجد از چند جنبه مهم تلقي مي شود.

۱- بناي اين ساختمان بين ۳۰۰۰تا ۷۰۰۰سال تخمين زده مي شود (صحت اين قدمت برايم جاي سئوال بسيار دارد)اين بنا ابتدا آتشكده بوده آنهم به خاطر حضور لشكر ايران بعدها تبديل به كليسا و سرانجام مسجد شد.

 نماي بيروني مسجد اموي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲- در اين مسجد چهار محراب وجود دارد كه چهار شاخه اصلي اهل تسنن شافعي،حنبلي،حنفي و مالكي به گفته راهنماي گروه پيشتر در هنگام عبادت جداگانه درآن نماز مي گذاردند.

۳- سر حضرت يحيي ابن زكريا درداخل اين مسجد دفن شده است.

۴- انتهاي مسجد دري است كه شيعيان اعتقاد دارند حضرت مسيح(ع) در هنگامه ظهور حضرت مهدي(عج)از آنجا ظهور كرده به ياران آن حضرت خواهد پيوست.

۴- جايگاه زيارت حضرت خضر(ع)و حضرت (هود)در صحن اين مسجد قرار دارد.

 ۵-  يزيد اسراي كربلا شامل حضرت زينب(ع)و حضرت سجاد (ع)رادر اين مسجد آورد تا شاميان به همراه نمايندگان چند كشور شاهد فتوحات او باشند .در همين مسجد است كه حضرت سجاد (ع) خطبه افشاگرايانه خود را برعليه يزد قرائت مي كند.

 ۶- در بيرون از صحن مسجد در بخش انتهايي محوطه حياط آن راس الحسين قرار دارد كه سر مبارك حضرت امام حسين (ع)به هفت شبانه روز درآن نگهداري مي شد.

 

 در تصويري كه ازنماي داخلي گنبد مسجد اموي گرفتم متوجه شدم ترتيب نوشتن اسامي در ان با انچه كه شيعيان و اهل تسنن معتقدند نمي خواند. همچنان كه مي بينيد اسامي آورده شده عبارتند ازحضرت محمد(ص)ابوبكر،عمر،عثمان،حضرت علي(ع)حضرت امام حسن(ع)وحضرت امام حسين(ع).

 نماي داخلي گنبد مسجد اموي

متاسفانه سرپرست تور توضيحي برآن نداشت.اگر شما اطلاعاتي از آن داريد خوشحال مي شوم در اختيار من قرار دهيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 15:16  توسط ايليا محمدي نيا  | 

هنرجویان کارگاه آواز استاد شجریان به تعطیلات رفتند

ديداراساتيداز كارگاه آواز استاد شجريان

آخرين جلسه از مرحله سوم كارگاه تخصصي آواز استاد محمدرضا شجريان در سال87 روز يكشنبه 19 اسفند  برگزارشد.

وقتي 20 مرداد امسال(1387)مرحله سوم كارگاه تخصصي آواز استاد شجريان آغاز شد شايد كمتر كسي مي توانست پيش بيني كند كه كارگاه تاپايان سال ادامه يابد. اين درحالي است كه كارگاه در سال 88 از روز يكشنبه 16 فروردي ماه ادامه خواهد يافت.

اما چند نكته درباره كارگاه تخصصي آوازاستاد شجريان

1- درآغاز مرحله سوم كارگاه ازميان 67 نفرمنتخب مرحله دوم 46 نفردر چهارگروه انتخاب شدند كه پس از چندي 7 نفربه دلايلي چون غيبت غير موجه و.... ازكارگاه كنار گذاشته شدند.در حال حاضر اين كارگاه در ميانه هاي مرحله سوم قراردارد و با حضور 39 هنرجو ادامه خواهد داشت.

2- باتوجه به اعتقادي كه استاد به هنرجويان كارگاه دارند و البته پيشرفت شايان توجه هنرجويان، دوره عالي آواز پس از پايان اين مرحله براي اولين باردر كشوردرمحل معاونت امورهنري فرهنگستان هنر برگزار خواهدشد.

3- يكي از ويژگي هاي بزرگ و حائز اهميت در كارگاه آوازاستاد شجريان، آموزش توامان تكنيك هاي آوازي و اخلاق است استاد همان اندازه كه به مباحث تكنيكي آواز اهميت مي دهد به نكات اخلاقي نيز مي پردازد.

4-مي خواهم تشكر ويژه اي داشته باشم ازاساتيدي چون مظفر شفيعي،محسن كرامتي ،علي جهانداروحميدرضا نوربخش كه سهم بسيار بزرگي در گزينش هنرجويان داشتند.

و اما سهم

و اما سهم من به عنوان مدير اجرايي كارگاه از اين دوسالي كه تاكنون درگيرآن بوده ام فقط حضور اميدواركننده هنرجوياني است كه معتقدم آينده آواز اصيل اين سامان خواهند بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 17:25  توسط ايليا محمدي نيا  | 

عاشقانه بیستم

تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم

می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی

تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم

سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

 

 پل الوار

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 16:19  توسط ايليا محمدي نيا  |